تبلیغات
سایت شخصی امین طاهریان - روضه حضرت علی اکبر(علیه السلام)
 
سایت شخصی امین طاهریان
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب(س) نبود
"تصویری"
سه شنبه 11 شهریور 1393 :: نویسنده : خادم الحسین(ع)

 

بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

أسْلَام علیک حِینَ تُهَلِّلُ وَ تکبر إسْلَامِ علیک حِینَ تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ[1]

 

أسْلَام علیک یَابْنَ امیرالمومنین[2]

 

دارد زمان آمدنت دیر می شود                         دارد جوان سینه زنت پیر می شود

 وقتی به نامه عملم خیره می شوی                    اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود

 این کشتی شکسته ی طوفان معصیت                با ذوق دست توست که تعمیر می شود

 حس می کنم که پای دلم لحظه ی گناه                با حلقه های زلف تو زنجیر می شود 

تقصیر گریه های غریبانه ی شماست                 دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود[3]

گویا کنار حیدرصد چاک کربلا                         دل های زهم خورده زمین گیر می شود[4]

 

وقتی هاجر،مادر حضرت اسماعیلعلیه السلام جریان ذبح پسرش را فهمید.اثرکارد را روی گلوی پسرش دید،اثر طناب را روی دستان اسماعیل مشاهده کرد.بیش از سه روز زنده نماند.تااینکه حضرت اسماعیل علیه السلام هنوز سالم و زنده بود.[5]

اما دلها بسوزد برای ابراهیم کربلا،امام حسینعلیه السلام آن هنگامی که آمد کنار بدن پاره پاره جوانش ...

امام حسین علیه السلام بربالین حضرت علی اکبرعلیه السلام:واعظ قزوینی می گوید: امام چند قدم به جنازه حضرت علی اکبرعلیه السلام مانده بود که از مرکب به زمین افتاد، با زانو خودش را رساند کنار بدن جوانش، تا بدن قطعه قطعه را دید، « صَاحَ الْإِمَامِ سَبْعَ مَرَّاتٍ» هفت مرتبه فریاد زد:« آهِ وَا وَلَدًا آهِ واعلیا وَا فُؤَادَاهْ وُلْدِی قتلوک»« فَجَعَلَ یمسع الدَّمِ عَلِیِّ ثَنَایَاهُ الشریفه»دست می برد و خونها را از دهان مبارک فرزندش پاک می کرد« فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلِیِّ خَدِّهِ وَ قَالَ یَا بُنَیَّ لَقَدْ اسْتَرَحْتُ مِنْ هَمِّ الدُّنْیَا وَ غَمُّهَا وَ بَقِیَ ابوک فَرِیداً وَحِیداً»صورت برصورت او گذاشت و فرمود:ازغم و غصه دنیا راحت شدی ولی پدرت را تنها گذاشتی« قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قتلوک»خدابکشد قومی را که تورا کشتند« عَلِیُّ الدُّنْیَا بعدک الْعَفَا»بعد از تو دنیا ارزشی ندارد، در این حال حضرت زینبعلیهاالسلاماز خیمه بیرون دوید، فریاد می زد: وای برادرم،وی فرزند برادرم، امام سر خواهر را بلند کرد و او را به خیمه بازگردانید.امامعلیه السلام صورت اشک آلود خود را روی چهرۀ خون آلود علی اکبرش گذاشت، و بقدری بلند گریه کرد که تا آن روز کسی اینگونه صدای گریه بلند را از او نشنیده بود.[6]



[1] سلام ما برتو وقتی که حق را تهلیل و تکبیر گویی سلام ما برتو هنگامی که به ستایش و استغفار یاد پروردگار باشی.

[2] سلام برتو ای فرزند امیرالمومنین

[3] وحید قاسمی

[4] محمد فراهانی

[5] به نقل از:درکربلا چه گذشت؟«ترجمه نفس المهموم»،محمد باقر کمره ای،صفحه 391.

[6] نفس المهموم شیخ عباس قمی صفحه 62





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : خادم الحسین(ع)
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :